برندگان و بازندگان جهانی شدن

احداث برج اقتصاد جهانی آغاز شده است. بعضی ها با آن موافق اند و برخی مخالف، اما هیچکدام دقیقاً نمی دانند که این پدیده چیست. مشکلی که در هیاهوی متعارض ناشی از احداث بنای برج اقتصادی جهانی وجود دارد، متمایز کردن جار و جنجال از اطلاعات و دروغ از واقعیت است. فقط هنگامی که واقعیت از دروغ جدا شود، امکان جمع بندی جنبه های مثبت و منفی، به منظور تصمیم گیری در باره ی پذیرش یا رد جهانی شدن فراهم خواهد شد.

بررسی نقاط قوت و ضعف جهانی شدن اقتصاد، با مطالعه وضعیت امروز اقتصاد جهان آغاز می شود. در سال ۲۰۰۰ و در آغاز هزاره سوم، دنیا به اندازه ۳۱ تریلیون دلار تولید داشته است :

۱ـ سهم آمریکا ۳۲% تولید ناخالص دنیا

۲ـ سهم اتحادیه اروپا ۲۵%

۳ـ سهم ژاپن ۱۶%

۴ـ سهم کشورهای پیشرفته ۶% ( مثل کانادا، نروژ،  

سوئیس، استرالیا، نیوزلند و نیمه پیشرفته مثل 

تایوان، کره ی جنوبی و سنگاپور)

۵ـ سهم کشورهای در حال توسعه ۲۱%

در مجموع، حدود یک میلیارد نفر از مردم کشورهای پیشرفته، تقریباً ۸۰% محصول جهان را تولید می کنند و ۲۰ % باقی مانده مربوط به ۵ میلیارد نفر از مردم کشورهای در حال توسعه است.

جهانی شدن اشکال متعددی دارد و از نظر اشخاص گوناگون، معانی بسیار متفاوتی دارد. صادرات خودروهای تویوتا به اروپا و سرمایه گذاری ژاپنی ها در تأمین منابع مالی وام مسکن آمریکا هر دو جنبه هایی از جهانی شدن اند. یک کامپیوتر قابل حمل مونتاژ شده در تایوان، که بخش داخلی آن مربوط به شرکت اینتل است، سیستم عملیاتی آن متعلق به مایکرو سافت است، صفحه ی نمایش تخت ژاپنی دارد و تراشه ی حافظه ی آن کره ای است و با علامت فروشندگان چند ملیتی عرضه می شود، نمونه ی ابتدائی جهانی شدن است. نوکیا شرکتی فنلاندی تلقی می شود، اما بیشتر سهام آن به آمریکایی ها تعلق دارد تا فنلاندی ها. وقتی هوندا بیشتر خودروهایش را در آمریکا تولید می کند و می فروشد تا در ژاپن، آیا شرکت مذکور آمریکایی است یا ژاپنی؟ شرکت هایی که چند ملیتی نامیده می شوند، به طور فزاینده ای در حال تبدیل شدن به شرکت های جهانی هستند. دولت های ملی ترجیح می دهند در باره ی جهانی شدن فکر نکنند، چون نقش و توانایی آنها را در کنترل رویدادهای اقتصادی تضعیف می کند. به هرحال اقتصادهای ملی به آرامی در حال تحلیل رفتن هستند و در آینده، اقتصاد جهانی جایگزین آنها خواهد شد.

موفقیت اقتصادی ملت ها در آینده متکی به فن آوری های غیر منتظره ی جدید در حال توسعه و داشتن توانایی های اجتماعی، فرهنگی و ذهنی، برای بهره برداری از این فن آوری ها می باشد. قدرت نرم تسلط فرهنگی، آموزشی و فنی، جانشین سلطه استعماری و گسترش نظامی و جغرافیایی می شود. یعنی استیلای فکری جانشین استیلای جغرافیایی می شود.

هیچکس کشور ها را مجبور به مشارکت در زنجیره های عرضه ی جهانی یا دادن اجازه به شرکت های چند ملیتی برای سرمایه گذاری در کشورهای خود نمی کند، اما کسانی که مشارکت می کنند با سرعت بیشتری ثروتمند تر می شوند تا آنهایی که مشارکت نمی کنند. آنان از مزایای تخصصی شدن، انتقال فن آوری، سرمایه گذاری مستقیم خارجی، دسترسی به بازار و مهارت های مدیریت تخصصی بهره مند می شوند که فقط با مشارکت به دست می آید. در واقع عدم مشارکت ممکن است تصمیم برای فقیر ماندن باشد.

یک راه سوم نیز وجود دارد که عبارت از طراحی و بنا کردن آگاهانه ی اقتصاد جهانی است که با آن اقتصاد جهانی که خودبخود شکل خواهد گرفت تفاوت دارد. اینکه آیا جهانی شدن، منجر به بهبود اوضاع بشریت می شود و یا خیر، بستگی به این دارد که چه نوع اقتصاد جهانی را ایجاد می کنیم. سرنوشت جهانی شدن را کواکب رقم نمی زنند بلکه مسیری که در پیش می گیریم و نظام هایی که بوجود می آوریم، در شکل گیری آن نقش موثر دارند.

اقتباس از کتاب : برندگان و بازندگان جهانی شدن /  نویسنده : لستر تارو  /   مترجم : مسعود کرباسیان 

تدوین : مجتبی یعقوبی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: