حسین ثابت بکتاش

حسین ثابت بکتاش، کارآفرین و سرمایه گذار درجزیره کیش و خراسان رضوی ، را بیشتر بشناسیم

بیوگرافی :

حسین ثابت بکتاش، متولد ۱۳۱۳در مشهد است. وی پس از اخذ دیپلم، برای ادامه تحصیل به اروپا رفت و در رشته برق و الکترونیک فارغ‌التحصیل شد. درآلمان که درس می‌خواندم برای گذران زندگی روزنامه می‌فروختم ولی بعد همان روزنامه را خریدم! اعتقاد دارم تجربه از علم و ثروت بالاتر است. وی هم اکنون به شش زبان زنده دنیا حرف می‌زند. روزی یک ساعت اسب سواری می‌کند، لب به سیگار و کوکاکولا نمی‌زند و تنها با نوشیدن دوغ و خوردن غذای سالم روزگار می‌گذراند تا بتواند در مدت عمرش بهتر و بیشتر خدمت کند. وی می گوید: هم‌ اکنون ۱۱ هتل بزرگ در نقاط مختلف دنیا دارم و با افتخار می‌گویم که به تنهایی نیز آنها را اداره می‌کنم و هتل‌هایم نیز همیشه پر از مهمان است.

اعتقادات :

ما ۷۰۰۰ سال تاریخ پرافتخار داریم. چرا امروز جوانان ما اعتماد به نفس خود را از دست داده اند؟ ما باید امید را به مردم برگردانیم. من هم آمدم تا بتوانم مردم سرزمینم را شاد کنم. از هیچکس هم انتظاری ندارم. اینجا برخی جلوی من را هم می‌گیرند. برخی ناراحت اند از اینکه من پولدارم. اما من با قدرت جلو می‌روم. وقتی من اسپانیا می‌روم، شهردار و مسئولان آنجا به استقبالم می‌آیند. آنها التماس می‌کنند که شهروند آنجا شوم، اما قبول نمی‌کنم. اما اینجا مرا بین نهاد‌های مختلف پاس کاری می‌کنند! با این حال من اینجا را ترجیح می‌دهم، چون مملکت خودم است.

اگر مطابق کلام رهبری اصل ۴۴ اجرا شود، کشور دگرگون می‌شود. دو حرف رهبری را باید طلا گرفت. اول اقتصاد مقاومتی که اگر اجرا شود احتیاجی به بنجل‌های چین و ترکیه نداریم و دوم اصل ۴۴ یعنی خصوصی  سازی.

وقتی من در برلین تحصیل می‌کردم، دیواری بود بین شرق و غرب یعنی بهشت و جهنم، در آن سوی دیوار هیچ نبود، بعد از ۱۸ سال من در اسپانیا مشغول تجارت بودم که خبرآمد دیوار برلین ریخت. در آن زمان حتی یک پیچ از شرق به غرب نمی‌خورد. فقط زبان مردم این دو قسمت یکی بود. آلمانی‌ها با تکیه بر همان اصل ۴۴ یعنی خصوصی سازی، در مدت زمان کوتاهی توانستند دو قسمت آلمان را همپای هم کنند. اما در کشور ما خصوصی سازی فقط شعار است.

مهمترین داشته من تجربه گردشگری جهانی است که ارزشی بسیار بالاتر از نقدینگی دارد و زمانی این تجربه به منصه ظهور می رسد که مدیری با تفکر و تحولگرا ، انگیزه های فعالیت را برای من و دیگر سرمایه گذاران ایجاد کند و درحال حاضر به مدد حضور دکتر انصاری لاری فرصتی ارزشمند درکیش ایجاد شده تا ظرفیت های بالقوه این منطقه آزاد را بالفعل کنیم.

هیچ بانکی در کشور نیست که بگوید یک ریال به من وام داده است، که برعکس بسیاری از بانک‌های ایران بدهکار من هستند. من با دست خالی از این کشور رفتم، با فکر اقتصادی خودم توانستم ثروتی کسب کنم و برگشتم تا آن پول را در کشور خودم سرمایه گذاری کنم. من هم یک سربازم و در این روزگاری که اوضاع اقتصادی ایران خوب نیست، آمدم تا به کشورم خدمت کنم.

چرا تأمین اجتماعی که این همه ثروت دارد، هتل‌های خود را نمی‌فروشد و به کار‌های زیربنایی نمی‌پردازد؟ مگر تأمین اجتماعی هتلدار است؟ من هتلدارم. می‌گویم حاضرم هتل همای شما را بخرم. قیمت را باید طوری بگویی که بتوانی ده ساله پولش را دربیاوری! اینها قیمتی می‌گویند که پنجاه سال هم نمی‌توانی دربیاوری! می‌گویم اجاره می‌دهید؟ می‌گویند بله. می‌گویم چقدر درآمدتان است می‌گویند ۱۲ میلیارد، می‌گویم ۱۵ میلیارد نقد می‌دهم اتاق‌ها را هم درست می‌کنم! جواب من را نمی‌دهند! این اصل ۴۴ است؟ 

کشورهای پیشرفته، ایران را جهان سوم می‌دانند، اما ما جهان اول هستیم. چرا که ما یک تاریخ ۲۵۰۰ ساله را پشت سر داریم. من به ۵ زبان زنده دنیا صحبت می‌کنم اما عاشق زبان فارسی هستم و سوال من اینجاست که برای زنده نگه داشتن این فرهنگ چه کرده‌ایم؟ من همواره در جست‌وجوی هویت ایرانی خودم بوده‌ام و اگرچه یک سرمایه‌گذار هستم با این حال به گذشته‌ی خودمان و به‌خصوص نمادهای تخت جمشید علاقه‌ی خاصی دارم.




برای مطالعه متن کامل مقاله، فایل پی دی اف را دانلود فرمایید.



بیشتر بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: